دند

عادت دارم همیشه با تاکسی می رم سر کار. پنج شنبه سوار تاکسی که شدم به فکری به سرم زد. بد جوری هوای کوه کرده بودم. به دوستم آقای فردوسی زنگ زدم و گفتم: فردا می رم کوه اگه میخوای بیا با هم بریم. گفت بذار فکر کنم بهت میگم. تا بعد از ظهر منتظرش بودم. همش دلهره اینو داشتم نکنه این هم یکی از صد ها تصمیمی باشه که پنجشنبه ها برای رفتن به کوه گرفتم. ولی روز جمعه یا عملی نشده یا سر و ته برنامه با چند دور دویدن دور ائل گلی به پایان رسیده. به هر حال تو این فکر و خیال بودم که هوا تاریک شد. دیگه داشتم بیخیال می شدم که گوشیم زنگ زد. بله خودش بود. آقای فردوسی، یکی از بهترین و صمیمی ترین دوستانم که چهارسالی میشه که باهاش رفیقم. قرارمون  شد شش صبح فردا و هدف کوه دند. همیشه کوه دند رو دوست داشتم. چون هر روز که سر کار میرم می تونم از دور ببینمش. معمولا هم سرش شلوغه و چند تکه ابر دور و برش رو گرفتن. ارتفاعی بالای 2800 متر داره و اونطوری که من با GPS موبایلم گرفتم از پای کوه تا قله 1000 متری میشه.

صبح ساعت 6 حرکت کردیم. مسیرش هم از جاده قدیم اهره. می دونستم که این برنامه نباید خیلی راحت باشه چون خیلی وقته کوه نیومدم. اولش یکم سخت بود و نا آماده بودن من باعث میشد دوستم هم آروم حرکت کنه. ولی برنامه خوبی شد. برگشتنی هم کنار چشمه صبحانه مونو خوردیم و این شد اولین برنامه کوه من در سال 1394

/ 1 نظر / 49 بازدید
آنا

سلام دوست عزیز... خیلی ممنون که به وبلاگم سر زدین. خوشحالم کردین. متاسفانه این اپ های موبایلی بلای جون وبلاگ های دوست داشتنی ما شده. حتی اگه خودمون هم همت کنیم و اون گوشن لعنتی رو کنار بگذاریم و بیاییم اینجا رو آب و جارویی کنیم، خواننده ای نیست. همه مهاجرت کردن. ولی خب منم همچنان اینجا رو دوست دارم وهر از گاهی مینویسم. یکماه بود پرشین بلاگ دچار مشکلات فنی شده بود و از دسترس خارج بود. البته مشکل من هنوزم حل نشده !